عاشقانه







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





دوست داشتن صادقانه

 مرد نصفه شب در حالی که در اثر مصرف.... حالت طبیعی نداشت وارد خونه شد.

دستش خورد به گلدون گرون قیمت و مورد علاقه زنش....گلدون افتادو شکست،مردم همونجا خوابش برد.

زن مردو برد روی تخت خوابو انجا رو تمیز کرد.

صب که مرد از خواب بیدار شد منتظر جروبحثای زن بود...

درحالی که دعا میکرد این اتفاق نیفته به اشپز خونه رفت تا صبحونه بخوره....

متوجه یه نامه شد که به در یخچال چسبونده شده بود:

زن:عشق من صبحانه مورد علاقتو واست اماده کردم،

من صبح زود باید بیدار میشدم تا برای نهار مورد علاقت خرید کنم،خیلی دوست دارم.

مرد که تعجب کرده بود پیش پسرش رفت و از اتفاقای دیشب پرسید،

پسر گفت:دیشب وقتی مامان  تو رو برد روی تخت خواب تا بخوابی،وقتی که خواست لباسا و کفشاتو در بیاره،

در حالی که حالت طبیعی نداشتی بهش گفتی؛

هی خانوم؛به من دست نزن؛از من دور شو....؛

من زن دارم؛نمیخوام بهش خیانت کنم...

 

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






[+] نوشته شده توسط سعید در 22:18 | |